محمد تقي جعفري
16
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
كارهاى صادره از انسانها در قلمرو فرد و اجتماع به سه نوع : 1 - كار عالى با ارزش . 2 - كار پست بىارزش . 3 - كار بىطرف ، تقسيم مىشود . پس از توجه به اين تقسيم ، اين مطلب را هم در نظر بگيريم كه : اساس قوانين و وظايفى كه كارهاى انسانى را توجيه يا از رفتن به سوى آنها جلوگيرى مىكند بر دو مبناى عمده استوار است : 1 - الهى - دينى . 2 - مقررى اجتماعى . اما عوامل و مبانى طبيعى و انسانى كارها اگر جنبهء ضرورى داشته باشند مشمول تقسيم بندى ارزش نخواهد بود ، زيرا خوردن نان در موقع گرسنگى يا تنفس براى ادامهء حيات ، يك ضرورت طبيعى است كه وارد منطقهء ارزش نمىباشد . چنان كه انتسابش به يك پدر و مادر يا ضرورت قرار گرفتنش در تعليمات صنعتى و علمى براى زندگانى ضرورى ، داخل در منطقهء ارزش نخواهد بود . اما اگر جنبهء ضرورى نداشته باشد ، به اين معنى كه انسان رابطهء خود را بتواند با جزئى يا پديدهاى از طبيعت و انسان به طور آزادانه بر قرار بسازد و در آن تصرف نمايد ، در اين صورت تحت قوانين الهى - دينى يا مقررات اجتماعى در آمده ، كار صادر در انتخاب رابطه و تصرف در طبيعت و انسانها مشمول يكى از اقسام سه گانه : با ارزش ، بىارزش ، بىطرف ، خواهد گشت . پس از بيان تقسيم اجمالى كارهاى صادر از انسان ، اينك مىپردازيم به منشا اساسى با ارزش بودن و بىارزش بودن كار انسانى . پيش از توضيح اين منشأ اساسى ، يك مثال بسيار سادهاى را براى تسهيل مطلب متذكر مىشويم : فرض مىكنيم كه يك فرد براى آزمايش يك نقاش زبر دست مانند لئوناردو داوينچى نشسته و يك صفحه كاغذ بزرگ نقاشى روى ميزش گذاشته و تمام وسايل نقاشى يك تابلوى نفيس هم در دسترس او قرار داده است ، در آن حال يكى از دوستانش از راه شوخى قلم نقاشى را به دست داوينچى مىدهد ، آن گاه از انگشتان